close
تبلیغات در اینترنت
رضا داودی
loading...

سید محمد حسینی یزدی

خاطره از رضا داودی - رضا داودی و مطالعه

توی کتابخانه هیچ کس نبود. همه پراکنده شده بودند.

کنار در ورودی کتابخانه لوله کش پایین در را سوراخ می کرد که بتواند لوله شوفاژ را از آن جا عبود بدهد. صدای دستگاه فِرِز همه را کلافه کرده بود. هیچ کس نمی توانست مطالعه کند. 

می خواستم از در بیرون بروم که رضا را دیدم. محکم و مصمم مطالعه می کرد. فاصله اش با در حدود سه متر بیشتر نبود اما نشسته بود و مطالعه می کرد.  

کنار رضا رفتم. پرسیدم: "مطالعه می کنی؟ صدا اذیتت نمی کنه؟" 

جواب داد: "بقیه که رفتن، من می خوام ببینم می تونم با این همه سر و صدا تمرکز پیدا کنم یا نه!"

درباره خاطرات ,
سید محمد حسینی یزدی بازدید : 33 چهارشنبه 08 مرداد 1393 زمان : 17:11 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط حبیب در تاریخ 1393/5/9 و 17:23 دقیقه ارسال شده است

یادش بخیر
پاسخ : گلی بود که رفت


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
سایتی برای نوشتن دغدغه ها و دلنوشته ها... جایی برای جمع کردن نوشته هایم... جایی برای حرف هایی که دوست دارم بماند...
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 26
  • کل نظرات : 8
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 3
  • آی پی امروز : 4
  • آی پی دیروز : 5
  • بازدید امروز : 76
  • باردید دیروز : 48
  • گوگل امروز : 1
  • گوگل دیروز : 1
  • بازدید هفته : 76
  • بازدید ماه : 370
  • بازدید سال : 4,690
  • بازدید کلی : 25,651